سيد علي اكبر قرشي
78
قاموس قرآن ( فارسي )
ملائكه و دانايان چنين گواهى دادهاند . * ( « وَشَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها إِنْ كانَ قَمِيصُه قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ . وَإِنْ كانَ قَمِيصُه قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ » ) * يوسف : 26 - 27 . آيا آن شاهد طفلى بود كه خدا او را بسخن در آورد يا شخصى بوده كه پس از دقت در قرائن امر چنين حكمى كرده است ؟ مىشود گفت : او يك نفر با هوش و زيرك بوده كه فكر كرده اگر پيراهن يوسف از جلو پاره شده باشد پس يوسف ميخواسته به او تجاوز كند در اين كشمكش پيراهنش پاره شده . و اگر از عقب پاره شده باشد حتما يوسف به آن كار تن در نداده و فرار ميكرده است زن از عقب او را تعقيب كرده و پيراهنش را پاره نموده است و چون ديد پيراهن يوسف از عقب پاره شده حكم كرده كه تقصير از آن زن است نه يوسف . وانگهى اگر سخن گفتن طفل در ميان بود احتياج باستدلال نبود و به مجرد حرف زدن او كه بطريق اعجاز بود مطلب ثابت ميشد . در مجمع از جبائى نقل كرده . از سدى نقل شده كه او پسر عموى زليخا بود از حسن و قتاده و عكرمه نقل كرده : او مردى از كسان زن بود ولى بمضمون روايات طفلى بوده در گهواره كه بطور اعجاز حرف زده و مطلب را روشن كرده است در الميزان با استفاده از * ( « شَهِدَ شاهِدٌ » ) * كه اين گونه كلام را شهادت نميگويند بعيد نميداند كه اين سخن بدون فكر و رويّه صادر شده باشد و آن را مؤيد رواياتى دانسته كه ناطقاند : شاهد طفلى بود در گهواره . در تفسير برهان و الميزان از معانى الاخبار صدوق از ابو حمزهء ثمالى از امام سجاد عليه السّلام در ضمن حديثى مفصل نقل شده كه شاهد طفلى بود در گهواره در تفسير ابن كثير نيز اين مطلب از چند نفر نقل شده است . اما لازم است در صحت روايات دقت كرد .